برزخى است ، كه داراى كيفيّت استعدادى براى حصول جسد برزخى و مثالى در آن نطفه است .
و با همين استعداد انسان كه امر روحانى است در آن نطفه خلق مىشود ، اگر اين استعداد نبود نطفه قابليّت صورت انسانى و روحانيّت آن را پيدا نمىكرد .
و مرگ صفتى است كه عارض بر بدن انسان مىشود و گرنه جهات روحانى انسان زنده است و مردن عارض بر آن نمىشود و آن كه كه در حين مرگ از بدن انسان خارج مىشود ، جز روح و استعداد نطفه براى پذيرش روح و خاك مثالى چيزى نيست .
پس قول امام عليه السّلام در خبر كه فرمود : « هرگاه انسان بميرد » مقصود مرگ مرتبهى طبيعى انسان است و قول امام عليه السّلام « منى و نطفه از او خارج مىشود » يعنى از آن مرتبهى طبيعتى از نطفه بيرون مىآيد ، يعنى همان كه با خاك برزخى مخلوط و عجيب شده است ، كه حيثيّت عجين بودن و استعداد آن نطفه مقصودست ، نه حيثيّت زمينى طبيعى بودن آن .
و به مضمون اين خبر از ائمّه عليهم السّلام اخبار ديگرى وارد شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) تصوّر مىشود كه منظور از نطفه آغازين و نطفهى خروجى در حال مرگ ژن وجودى يا كوانتوم بشرى باشد كه خود تمام صفات بشر را بالقوّه در خودش دارد و لذا هم در اين جهان مولود بشرى است و هم در جهان ديگر تا خصوصيّت انسان را ظاهر مىكند .
مترجمان