يعنى آن گونهاى كه براى خدا فرزند قايل شدند .
وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً
و شايستهى خدا نيست كه فرزند بگيرد .
كه او واحد احد است ، كه رويارو ، همراه ، همانند ، دوّمى ندارد ، اگر فرزند داشت براى او دوّم مىشد ، اگر دوّم داشت وحدتش منهدم مىشد ، با انهدام وحدت وجوبش منهدم مىگشت ، پس منزّه است كسى كه ذاتش اقتضا مىكند دوّم نداشته باشد .
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً
جواب سؤال در موضع تعليل است ، يعنى ، هر كسى كه در آسمانها و زمين است روز قيامت بندهى رحمان مىآيد ، يا در حال وجودشان بندهى رحمان مىآيند در حالى كه از انانيّتش بيرون مىرود ، نه اين كه در مقابل خدا قرار گيرد و دوم براى او بشود ، تا اين كه او فرزند ناميده شود چه دختر و چه پسر .
چون مقصود از بندگى ، بندگى تكوينى است ، همهى افراد انسان بندگان اسماى لطيف و مظاهر آن نيستند ، بلكه بعضى از بندگان ، بندگان اسماى قهرى و مظاهر آن در دنيا و آخرت مىباشند ، لذا از بين اسما اسم رحمان را اختيار كرد كه آن محلّ اجتماع اسماى لطفى و قهرى است .
لَقَدْ أَحْصاهُمْ
جواب سؤال مقدّر است .