إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ
تعليق بر وصف ربوبيّت نه ساير اوصاف الهى جهت اشاره به عواطف است ، و معناى آيه اين است : آنكس كه تو را تربيت مىكند و به تو لطف مىنمايد همان آفرينندهى آنها است ، پس شايسته نيست كه تو در عقاب كسى كه مخلوق و آفريدهى مربّى تو است عجله و شتاب كنى ،
الْعَلِيمُ
خداوند به حال آنها آگاه و دانا است ، پس آنها را طبق مقتضاى حالشان مجازات مىكند ، كه بنابراين اين آيه : «
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
( تا آخر آيه ) » براى جلب رضايت پيامبر از قومش و دور كردن او از شتاب در سرزنش و دعاست .
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
اين جمله و مقدّمهى آيه بعد است كه مىفرمايد :
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ
است ، زيرا به كسى كه سبع مثانى داده شده او بىنياز مطلق است ، و نبايد چشمش را به سوى غير بدوزد ، و « المثانى » جمع « مثنى » به معناى دو تا دو تا است ، و برخى آن را جمع « المثنى » از ثنا دانستهاند ، پيش از اين ( در سوره حمد ) گفته شد كه ، عالم به يك اعتبار هفت است ، و اين كه آن مراتب به اعتبار نزول و صعود تكرار گردد و هر عالم دو تا مىشود ، و اين كه قرآن صورت تدوينى آن مراتب است .
و اين كه سورهى فاتحة الكتاب مختصر قرآن بوده و همهى قرآن در آن سوره جمع شده است ، و اين كه آن مراتب در ائمّه متحقّق است ، و اين كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله صاحب مقام محمود است كه در لسان صوفيّه از آن به مقام جمع الجمع تعبير مىشود ، و اين كه آن مقام همان قرآن عظيم است .