تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
نظاير اين آيه بارها گذشته است و اين تمهيد و مقدّمه‌ى امر به گذشت و عفو است ، يعنى اين كه قوم تو متلبّس به حقّ هستند و تو كامل‌ترين انبيا هستى ، پس شايسته نيست كه تو به تكذيب و كار بد آن‌ها نسبت به تو نگاه كنى و بر آن‌ها نفرين كرده يا خشمناك شوى ، زيرا كه غضب تو مانند نفرين تو موجب دورى آن‌ها از رحمت است ، و تو نبىّ رحمت هستى ، پس سبب نزديك شدن آن‌ها به رحمت باش نه سبب دوريشان از آن .
وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ
پس هر يك از آن‌ها مستحقّ سياست و تأديب و عقوبت شود نمىتواند از دست ما خلاص شود و رهايى يابد ، پس تو بر ما توكّل نما و امور آنان را به ما واگذار ، و كار آن‌ها را مانند ساير پيامبران با دعا و نفرين علاج مكن .
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
آن‌ها را ببخش و از آن‌ها درگذر ، بخشيدنى كه سرزنش و منّت در آن نباشد . و عفو و بخشيدن عبارت از مكافات نكردن است ، ولى صفح خارج ساختن اثر بدى از قلب است ، و هر يك از آن دو لفظ در معناى ديگرى و در معناى اعمّ استعمال مىشوند ، و گويا كه عفو و صفح مانند فقرا و مساكين است كه هرگاه جمع شوند جدا مىشوند و هرگاه جدا شوند جمع مىشوند . « 1 »
هامش
( 1 ) ( شرح آن پيش از اين آمد ) .