پس معناى آيه اين است كه كلمات ربّ از كثرت و عدم نهايت به مرتبهاى است كه اگر فرض شود كه همهى درياهاى زمين يا جنس درياى زمين مداد باشد وافى كلمات پروردگار نمىشود ، مانند قول خداى تعالى :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 1 » لكن مفروضات خداى تعالى اگر چه به حسب ظاهر فرض ديده شود مبتنى بر حقايق عينى بر حسب است ، از سوى ديگر چون گزافه گويى و اغراق در كلمات خدا و خلفاى او نيست .
پس مقصود از دريا بايد درياى فاعلى باشد كه همان مشيّت است و قول خداى تعالى :
ن وَ الْقَلَمِ
به همين دريا تفسير شده است .
و در اين صورت مقصود از هفت دريا مراتب هفتگانهى فاعلى ، كه هر يك نسبت به ما بعدش به منزلهى مداد است كه آن عبارت از ملائكهى مهيمنون مقرّبين ، و ملائكهى صافات صفا و المدبّرات امرا و نفس انسانى ، حيوانى ، نباتى و طبع جمادى ، يا مقصود از هفت دريا درياهاى قابلى است از مادّهى كلّ ، جسم مطلق ، عنصر ، جماد ، نبات ، حيوان و انسان بر حسب بشريّتش ؛ چه هر كدام با ملاحظهى جهت قابليّتش مادّه و مداد ما فوق خودش مىباشد .
هامش
( 1 ) سورهى لقمان آيهى 27