روحانيّاتند .
بلكه مقصود از شهابها قواى روحانى است كه متضادّ با شياطين بوده او آنها را از حضور پيش ارواح طيّبه منع مىكنند ، آن ارواح طيّبه و پاك كه با چشمانى كه به صورت شهابها باز شدهاند تصوّر مىشوند ، اعمّ از اين كه استراق سمع از آسمانهاى طبع باشد يا از آسمانهاى ارواح .
با توجّه به اين مطلب كه ما در وجه منع شياطين از آسمانهاى طبع و آسمانهاى ارواح ذكر كرديم شما ممكن است به آنچه در اخبار وارد شده متفطّن گشته و پى ببرى ، در اخبار آمده است كه شياطين به آسمانها صعود مىكردند .
و آنگاه كه عيسى عليه السّلام متولّد شد از سه آسمان ممنوع و محجوب شدند ، يا آمده است كه شياطين به آسمانها صعود مىكردند .
و آنگاه كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله به دنيا آمد به وسيلهى شهابها منع شدند ، و در شب تولّد او شهاب بسيار بود ، و امثال اين روايات بسيار است با اين كه شياطين از آسمانهاى ارواح و همچنين از آسمانهاى طبع چنانچه گذشت مطرود بودند .
سرّ مطلب اين است كه آسمانها در عالم صغير قبل از تولّد كلمهى عيسوى بالقوّه در آسمان دنيا جمع بودند ، و آسمان دنيا عبارت از آسمان نفس انسانى است كه محلّ تصرّف شياطين است .
پس آنگاه كه كلمهى عيسوى متولّد گشت بعضى از چيزهايى كه بالقوّه بود بالفعل گشت مانند : آسمان سينه كه به اسلام باز شد و آسمان قلب
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٠