سبب ياد آورى و فهميدن كردهها از گناهان و بديها است كه موجب هر خير و خوبى مىگردد .
چنانچه وارد شده : هرگاه خدا براى بندهاش خير و خوبى بخواهد او را بر عيوب خودش بينا كرده و بر عيوب ديگران كور مىكند ، و هرگاه برايش بدى و شر بخواهد او را نسبت بر عيبهاى خودش نابينا نموده و بر عيوب ديگران بينا مىكند .
إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً
ما بر دلهاى آنان پرده و حجابى قرار داديم ، تعليل اعراض آنها از آيات و دلدارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، چون آن حضرت بر اعراض و قبول نكردن آنان تأسّف مىخورد و اندوهگين بود .
يا دفع دخل مقدّر يعنى براى پاسخگويى بر پرسش از حال آنان و آنچه كه اعراضشان بدان منجر شده است مىباشد
أَنْ يَفْقَهُوهُ
ما بر دلهاى آنان پرده و حجابى قرار داديم مبادا كه بفهمند ، يا پرده قرار داديم تا نفهمند .
لاى نافيه حذف شده يا در واقع مقدّر است و از فحواى مجموعهى آيه برداشت مىشود ، و مذكّر مفرد آوردن ضمير به اعتبار قرآن است كه مصداق و مظهر ( ظاهركنندهى ) آيات مىباشد .
و محتمل است كه قول خداى تعالى
إِنَّا جَعَلْنا . . .
پاسخ پرسش از علّت عدم تدبّر در قرآن باشد كه به وسيلهى آن بر ساير آيات ره يا بى و تنبّه