وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ
يعنى مهر دلها و سنگينى گوشها به سبب عمل آنها است ، و از رحمت خداست كه عذاب را براى آنها تعجيل نمىكند
بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا
بلكه براى عذاب آنها موعدى است ، كه مقصود قيامت يا هنگام مرگ يا روز بدر است .
چنانچه بعضى گفتهاند اگر لفظ « بل » به خودى خود و حدّ نفسه جهت اضراب از توهّم عدم عذاب باشد ولى اگر لفظ « بل » براى توهّم عذاب بعد از عدم تعجيل باشد معناى جمله اين است :
بلكه براى مغفرت آنها و نزول رحمت به آنها به نحوى كه براى همه ظاهر و روشن شود موعدى است ، كه آن روز قيامت است جز خدا ، يا جز آن موعد پناهگاهى نمىيابند ، اين جمله استيناف ، حال يا صفت « موعد » است .
وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا
و اين شهرهاى امّتهاى پيشين را كه هلاكشان كرديم ، اين جمله از قبيل استخدام ، يا تقدير مضاف در مرجع ضمير ، يا از « قرى » اهل قريهها به طور مجازى اراده شده است .
لَمَّا ظَلَمُوا
با معاصى و اعراض از آيات به سبب عناد در برابر آنها بر خودشان ستم كردند ؛ اين كنايه از امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و بر حذر داشتن از اعراض آيات ، و ترغيب بر روى آوردن به آنها و قبول كردن قول (