حضرت سلمان قدّس سرّه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند ، جمعى از ثروتمندان كه تمايلى يافته بودند داخل مجلس شده و گفتند : اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اگر تو بالاى مجلس نشسته و اين افراد ( فقرا ) و بوى عرق لباسهايشان را از خود دور مىكردى ما با تو نشسته و از تو فرمان مىگرفتيم ، پس همهى آنها ( فقرا ) از نزد پيامبر برخاستند و از پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتند ، وقتى كه آيه نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملتمسانه برخاسته و به دنبال آنها رفت تا آنان را در انتهاى مسجد ديد كه ذكر خداى تعالى مىكنند پس فرمود : شكر خداى را كه مرا مهلت داد و نميراند تا اين كه امر فرمود كه نفسم را به صبر وادارم با همراهى مردانى از امّت خود كه زندگى و مرگ من با آنها مىباشد .
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ
به غافلهايى كه تو را در همنشينى با فقرا ملامت و سرزنش مىكنند بگو حقّ آن است كه از ناحيهى پروردگار شما آمده ، و آن صبر كردن با فقرا است
فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ
پس هر كس بخواهد تسليم شده و ايمان آورد
وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ
يا بگو ولايت حقّ از جانب پروردگار شما است پس هر كس مىخواهد با بيعت خاصّ و لوى ايمان بياورد ، و هر كس مىخواهد كافر شود ، چون در دين و طريق ولايت اكراه و اجبارى نيست ، و در اين مورد اختيار با شماست ،
إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ
ما مهيّا كرديم براى كسانى كه به خودشان ستم كردند در كافر شدن يا در ترك ولايت و غصب خلافت به تو .
ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها
آتشى را براى آنها آماده كرديم كه شعلههايش آنها را احاطه مىكند اگر چه الآن نمىفهمند ولى به زودى براى آنها روشن خواهد شد كه شعلههاى آتش آنها را احاطه كرده است .
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ
اگر استغاثه كنند به داد آنها با آبى رسيده مىشود كه مانند تهنشين روغن تفتيده يا مس