خدا ) را محكم ساختيم كه آنها قيام كرده و گفتند خداى ما پروردگار آسمانها و زمين است و ما هرگز جز آن خداى يكتا هيچكس را به خدايى نمىخوانيم كه اگر بخواهيم سخت راه خطا و ظلم پيمودهايم ،
اينان قوم ما هستند كه خدايانى غير خداى يگانه برگرفتند در صورتى كه هيچ دليلى روشن بر خدايى آنها ندارند چه ظلمى بالاتر از اين افترا و دروغى است كه بر خدا مىبندند ؟
و آنگاه اصحاب كهف با يكديگر گفتند : كه شما چون از اين مشركان و خدايان باطلشان دورى جستيد بايد به غار كوه گريخته و پنهان شويد تا خدا از رحمت خود به شما گشايش و توسعه بخشد و اسباب كار شما را با روزى حلال و آسايش مهيّا سازد
و گردش آفتاب را چنان مشاهده مىكنى كه هنگام طلوع از سمت راست غار آنها بر كنار و هنگام غروب نيز از جانب چپ ايشان به دور مىگرديد و آنها كاملا از حرارت خورشيد در آسايش بودند اين حكايت يكى از آيات الهى است هر كس را خدا راهنمايى كند هدايت يافته و هر كه را گمراه گرداند هرگز براى چنين كسى هيچ يار و راهنمايى نخواهد بود ،
و آنها را بيدار پنداشتى و حال آن كه در خواب بودند و ما آنان را به پهلوى راست و چپ بر مىگردانيديم و سگ آنها دو دست بر آن غار گسترده داشت و اگر كسى بر حال ايشان مطّلع مىشد از آنها مىگريخت و از هيبت و عظمت ايشان هراسان مىگرديد ،
باز ما آنان را از خواب برانگيختيم تا ميان خودشان صحبت و بحث از مقدار زمان خواب پيش آمد يكى پرسيد چند مدّت در غار درنگ كرديد جواب دادند يك روز تمام يا كه برخى از روز ديگر بار گفتند خدا داناتر است كه چند مدّت در غار بودهايم بارى شما درهمتان را به شهر بفرستيد تا مشاهده شود كه كدام طعام پاكيزهتر و حلالتر است تا از آن روزى خود
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٧٥