زان كه جبّاران بدند و سرفراز * دوزخ آن باب صغير است و نياز
آن چنان آن حقّ ز لحم و استخوان * از شهان باب صغيرى ساخت هان
ساخت سرگيندانكى محرابشان * نام آن محراب مير و پهلوان
چون عبادت بود مقصود از بشر * شد عبادتگاه گردنكش سقر
و لكن چون آن عبادت ناشى از امر تكليفى خدا نبود موجب استحقاق اجر و ثواب نمىشوند بلكه موجب استحقاق عقوبت و عذابند .
پس بنابراين معناى آيه چنين مىشود : خداوند تو حكم كرده با حكم حتمى كه تخلفناپذيرست ، تا هيچ بندهاى بر هيچ يك از اشيا عبادت نكند ، مگر اين كه آن عبادت براى خدا واقع شود و با قضا و امر تكوينى او صورت بگيرد ، و خداوند با قضاى حتمى خود حكم كرده كه : عبادت از هيچ عبادت كنندهاى براى هيچ معبودى صحيح نباشد ، مگر با اذن و ارادهى خدا ، از سوى ديگر با قضاى تكليفى خود حكم نمود بدين گونه كه با زبان انبياى خود امر كرد تا جز او را عبادت نكنيد .
پس هر كس در عبادتش توجّه بر غير خدا داشته باشد از قضا و امر تكليفى او خارج شده است و عبادت را با اذن او انجام نداده است ، پس