نيز ممكن است كه لفظ
واصِباً
وصف مفعول مطلق باشد در حالى كه غير آن را تأكيد مىكند ، يعنى دين براى او ثابت است در حالى كه او حقّ و ثابت مىباشد .
بنابراين منظور از دين راه حقّ است ، و به هر تقدير مقصود اين است كه دين فطرى يا راه حقّ براى خدا است پس دين را بر حسب اختيار خود براى خدا قرار دهيد .
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ
اين جمله عطف بر محذوف است به اين معناى كه آيا غير خدا را به خداوندى پذيرفته و از غير خدا مىترسيد ؟
يا اين كه جواب شرط محذوف است به اين معناى كه اگر خدايان براى او به صورت وحدت و يگانگى باشد پس آيا باز از غير خدا مىترسيد ؟
بنابراين كه همزهى استفهام بعد از فا بوده و مقدّم شده است .
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ
جمله حال است از اللّه يا از فاعل
تَتَّقُونَ
ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ
هرگاه ضررى متوجّه شما شود به سوى خدا تضرّع و زارى مىكنيد ، يعنى آيا از غير خدا مىترسيد در حالى كه همهى نعمتها از اوست و جز او دفع ضرر نمىكند ؟ ! ترسيدن از خدا يا ترس از منع نعمت است يا ترس از رسيدن نقمت و بدبختى ؟
ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
به جاى اين كه او را از جهت نعمت دفع ضرر تعظيم كرده و به