تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
كسى كه از نفس و صفات رهايى يافته باشد وجود ندارد ، چنانچه خداى تعالى فرمود :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
بلكه مراد از آن نوعى رام شدن و احساس تذلل و انقباض است كه در مورد هر محاط نسبت به محيط حاصل مىشود ، و از آن به اعتبار مراتب اشخاص ، به عنوان حالات و صفات بر خوف ، خشيت ، هيبت ، و سطوت تعبير مىشود . و لذا خداى تعالى آن را با كلمه‌ى « من فوقهم » مقيد نمود ، خواه اين جمله ظرف مستقرّ و حال از « ربّهم » باشد ، خواه ظرف لغو متعلّق به « يخافون » ، مىترسند از نوع ترسى كه از ما فوق و بالاترينشان ناشى شده است .
وَ يَفْعَلُونَ
ما يُؤْمَرُونَ
هر آنچه كه به آن‌ها امر شود بجاى مىآورند ، زيرا كه حال آن‌ها مانند حال قواى نفسانى نسبت به نفس است از آن جهت كه قواى نفس در صورتى كه بر سلامت طبيعى باقى بمانند نافرمانى نفس نمىكنند بلكه مانند حال صورتهاى ذهنى نسبت به نفس است از آن جهت كه صورتهاى ذهنى وجودى جز وجود نفس ندارند . پس حال ملايكه بلكه حال جميع موجودات از نظر تكوين مانند حال قوا و صورتهاى ذهنى است اگر چه حال انسان از جهت اختيار غير از حالت او از جهت تكوين است . زيرا كه انسان در حالت اختيار نافرمانى مىكند و از آنچه كه بر آن امر شده ابا دارد و گمان مىكند كه وجود و فعل مستقلّى دارد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 135 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى