وحدانيّت او قايل شوند بر او شرك مىآورند .
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ
تا كفر بورزند به آنچه كه برايشان داديم از قبيل نعمت كشف و دفع ضرر و ساير نعمتها كه اين غايت شرك آنان مىباشد ،
فَتَمَتَّعُوا
پس بهره و لذت ببريد ، اين امر براى تهديد است .
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ
عطف بر
يُشْرِكُونَ
و بيان شرك آوردن آنها مىباشد .
تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ
از اتّخاذ خدايان و تقرّب بر آنها و نيز از سهيم كردنشان بر آنچه كه روزيتان كردهايم ( با اين گمان كه براى خدا قرار دادهاند ) مورد مؤاخذه قرار مىگيريد .
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ
در اين جمله اشاره بر دو نوع افترا است يكى دختر دانستن فرشتگان يا نسبت تأنيث دادن بر آنها و ديگرى فرزند قرار دادن آنها بر خداى تعالى ،
سُبْحانَهُ
خداوند از نسبت توالد منزّه است .
و اين جمله براى تعجّب است با اين وصف كه آيا براى خداوند فرزندان دختر قرار مىدهند ؟ !
وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ
براى آنها پسران ؟ !
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى
اين جملهى حاليه است ،
ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ
در حالى كه پوشانندهى خشم و غضب است و يا از خشم و غضب پر است صورتش به سياهى مىگرايد .