تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
نفر در قرآن بيشمار است وبه همين قدر ما اكتفا مى كنيم . اللهم العن أعداء آل محمد لعنا وبيلا . مطلب رابع در شرح دعاى سجده ( اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم ) ج - بارالها مر توراست ستايش شكر گذاران براي تو بر مصيبت خود . ش - ناچار در اين مقام بايد معنى حمد وشكر معلوم شود تا حل اين عبارت بشود اگر چه سابقا أشارت كرديم كه اين دو لفظ از الفاظى است كه كثرت تعرض علماء از آنها موجب ملال فضلاء شده ، وما در اين مرحله محصل كلام صاحب ( كشاف ) وسيد شريف را در حاشية ( كشاف ) ايراد مىكنيم ، چه وثوق در اين أمور به ايشان از اكثرى بيشتر است ، وسابقا در كلام ابن إدريس شنيدى كه در هر صناعتي بايد به أهل أو رجوع كرد ، وخلاصه آن بعد از تحرير وانتقاد چنان است كه : حمد : ثناى بلسان بر جميل اختياري است ، ومدح مرادف أو است ونقيض أو ذم است ، وگاه مدح در ذكر مئاثر ونشر مناقب استعمال مىشود ونقيض أو هجاء است كه ذكر معايب وتعداد مثالب است ، ومثل ( حمدت اللؤلؤ على صفاءها ) ظاهر كلام زمخشري انكار صحت آنست بي تأويل ، وبنابر آنچه ذكر شد اخذا عن السيد الشريف مىتوان رفع اشكال وتصحيح استعمال كرد چه مئاثر را اختصاص به اختيارات نيست . وشكر : عبارت از مجازات بر نعمت است خواه به زبان باشد تا ثنا شود يا بقلب كه اعتقاد باتصاف منعم به صفات كمالية باشد يا بجوارح كه عبارت باشد از تعب در طاعت وتحمل زحمات انقياد وفرمان بردارى ، واين شعر معروف كه