تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
گفته‌اند : افادتكم النعماء منى ثلاثة يدي ولساني والضمير المحجبا شاهد هر سه استعمال است . شكر : آن كارى است كه بإزاء نعمت آيد ، ودر اينجا سه چيز را فايده انعام ايشان شمرده : يكى دست را كه با وى خدمت كند ، واين نوعي از شكر شود ، وديگر زبان را أو أو ظاهر است ، وديگر ضمير را كه به محجب وصف كرده تا أشارت به آن باشد كه كسى را جز شما به أو راهى نيست ، وبين شكر وحمد عموم وخصوص است از وجهي نه مطلق چه بعض افراد حمد كه ثناى بر غير نعمت باشد شكر نيست ، وبعض افراد شكر كه مجازات به قلب وجوارح باشد حمد نيست ، وثناى بلسان بر نعمت حمد وشكر است ، ودر حديث آمده كه ( الحمد رأس الشكر ) چه شكر بجوارح قابل تأويل است وشكر بقلب خفى است ، واعلان بذكر جميل خداى نيست ، وآنچه صريح وعلن است شكر بلسان است كه حمد باشد ، پس مراد به حمد نوع خاصي از أو است كه رأس شكر قرار داده شده . تا اينجا محصل كلام اين دو فاضل نحرير وناقد بصير بود . وبايد دانست كه حمد خداى در همه جا مرغوب بلكه لازم وواجب است اگر چند [ چه ظ ] بلا باشد بايد گفت ( الحمد لله على السراء والضراء ) وآنچه از أو آيد بايد جميل دانست ، چه البتة مصالح وحكمي دارد كه بايد بر هر مصيبتى وهر بليه كرد ، وهيچ منافاتى نيست بين اينكه انسان اگر مظلوم باشد از ظلم شكايت كند وبر ظالم لعنت كند وبر مصيبت تحسر خورد ، وخداى را در همه حال حمد وستايش كند ، وتحقيق اين مسألة مستمد از مبادى عقلية ومباني نقليه است كه در شرح آنها خروج از طور اين مختصر است . ودر اينجا دقيقه‌اى است كه از بيان آن ناگزيريم :
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 386 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي