تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
وهم از ابن أبي يعفور آورده كه به صادق آل محمد عليهم السلام گفتم من با دشمنان شما مخالطت مىكنم وعجب دارم از قومي كه دوستدار شما نيستند وفلان وفلان را دوستند امانت وصدق ووفا دارند وأقوام ديگر كه دوست شمايند چنان نيستند ، پس مستوى شد ودرست نشست وغضبناك روى با من كرد وفرمود دين ندارد آنكه پرستش خداى كند به ولايت امام جائر كه از خداى نيست وخداى را عتابى نيست بر آنكه پرستش خداى كند به ولايت امام عادل كه از خداى است ، گفتم آنان را دين نيست واينان را عتاب ؟ فرمود بلى آنان را دين نباشد واينان را عتاب ، آنگاه فرمود مگر نشنيده اى گفته خداى تعالى ( الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور ) يعنى از ظلمات ذنوب بسوى نور مغفرت بواسطة ولايت امام عادل كه از خداى است وفرموده ( والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات ) چنين قصد كرده كه ايشان بر نور اسلام بودند چون ولايت امام جائر كردند از نور اسلام به ظلمات كفر افتادند وخداى آتش را براي ايشان واجب كرد . وهمين خبر را بزيادتى يك جزو كه ذكر مىكنيم در ( صافي ) از ( عياشى ) نقل كرده ( أولئك أصحاب النار هم فيها خالدون ) ايشان أهل جهنمند ودر آن مخلدند ( 1 ) . ( عياشى ) گفته در ذيل حديث پس اعداى أمير المؤمنين خالد در نارند اگر چند در دين خود در غايت زهد وورع وعبادت باشند . آية ثالثه - ( ألم تر إلى الذين أوتوا نصيبا من الكتاب يؤمنون بالجبت والطاغوت ) [ 51 النساء 4 ] مگر نظر نكردى بجانب آنان كه داده شده اند نصيبي را از كتاب كه ايمان مى آورند بجبت وطاغوت .
هامش
( 1 ) تفسير برهان ج 1 / 243 و 244 رقم 1 و 13 از أصول كافى وعياشى ، نور الثقلين 1 / 221 از أصول كافى .