تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
كه خفاجى از ابن برى نقل كرده وتحرير أو موافق آنچه در ( كشف الطره ) مذكور است چنان استكه اگر مقصود آنست كه تتابع بموحده مخصوص بخير است ودر شر استعمال نمىشود اين ظاهر الفساد است ، چنانچه در قرآن كريم است ( فاتبعنا بعضهم بعضا ) [ 44 المؤمنون 23 ] واگر غرض آنست كه تتابع عام است وتتايع خاص پس واجب آيد كه در مورد خاص تتابع استعمال نشود فساد اين اظهر است ، چه هر عامي در مورد خاص جايز الاستعمال است ، چنانچه در آية مذكوره نيز چنين است ، پس تخطئه استعمال متابعه وتتابع در شر وجهي ندارد تمام شد كلام أو . علاوة بر اينكه اختصاص تتايع بمثناة بشر نيز معلوم نيست ، چه مادة أو دلالت بر اين ندارد ، واين كه از ( تهذيب ) نقل شده كه جهت أو آنست كه مشتق است از تاع بمعنى سال ، وسيلان موجب سرعت است ، وعجله از شيطان است ومذموم است پس تتايع مخصوص بشر است ، سخنى است غريب كه جز در صحيفة رمالى نظير أو نتوان يافت ، وهيچ امرى را به اين قياس نمىتوان تصحيح كرد تا چه رسد بلغت كه قياس در أو حجت نيست ، بلى يك سخن در اينجا دارند كه از أبو عبيده نقل شده ( لم يسمع التتابع في الشر وانما سمعناه في الخير ) ولى به همين قدر حكم بغلطيت نمىتوان كرد اگر استعمال ثابت شود . وزمخشري در ( كشاف ) در تفسير سوره هود استعمال تتايع در خير كرده وأو خود تأسيس اصلى كرده در ذيل آية ( وإذا أظلم عليهم قاموا ) [ 20 البقرة 2 ] كه استعمال علماء بمنزلة نقل است وحجت است اگر چه مولد باشد واز اين جهت استدلال بشعر أبو تمام كرده ، وسيد شريف در حاشية ( كشاف ) وبيضاوي وسايرين متابعت كردند ، وأول كسى كه متنبه اين شده عبد القاهر جرجانى است كه واضع علم بيان است ، ويكى از معاصرين از أهل قسطنطنيه رساله‌اى در حجيت شعر مثل
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 341 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي