تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
( اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له على ذلك ) ج - بار الها لعنت كن أول كسى را كه ظلم كرده حق محمد وآل محمد را وآخر كسى كه متابعت كرده أو را بر ظلم . ش - أول : در اشتقاق أو خلاف است ، گروهى از بصريين گفته‌اند كه مأخوذ است از ( وول ) ودر اين معنى رعايت قياس كرده اند چه وزن أو را افعل دانند ، ولى معنى ( وول ) معلوم نيست واستعمال أو در غير موضع محل نزاع به اتفاق ديده نشده پس احتمال اشتقاق از أو وجهي ندارد . وبعضي گفته‌اند كه از ( وئل ) مأخوذ است كه بمعنى لجأ وارد شده ومنه الموئل بمعنى الملجأ ، وچون سبق علت نجات است ، وأول هر چيز سابق بر ساير اجزا است لفظ موضوع براي لازم را در ملزوم استعمال كردند ، وبنابر اين واو ثاني مقلوب از همزه است واين خلاف قياس است . وجماعتى بر آنند كه مشتق از ( أول ) بمعنى ( رجع ) است وبنابر اين اگر وزن افعل باشد يعنى آن چيزى استكه رجوع به أو بيشتر مىشود ، واين معنى لازم اسبق الاجزاء است ، وبنا بر اين افعل تفضيل از مجهول اشتقاق شده مثل أحب وابغض واحمد واشغل واشهر وأشباه اينها . ودر وزن أو خلاف است جمهور بصريين گفته‌اند كه ( افعل ) است ، وقاطبه كوفيين وبقيه بصريين بر آنند كه وزن أو ( فوعل ) است مثل ( كوكب ) و ( جوهر ) وبنا بر اين وأو زايد است نه همزه . اگر از ( وول ) باشد ( وول ) ( 1 ) مىشود وأو أول قلب بهمزة شده به جهت دفع ثقل .
هامش
( 1 ) ووول - صحيح .
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 312 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي