تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
وبر فرض كه بر مسلمى قتل مسلمى ثابت شود نزد اشاعره موجب كفر نيست وتواند بود كه قاتل بعد از توبه بميرد ، ولعن كافر بعد از توبه جايز نيست فكيف بقاتل ، وچگونه معلوم مىشود كه يزيد توبه نكرده پس لعن هيچ مسلمان جايز نيست ، وهر كه لعن كند أو را فاسق ومعصيت كار خواهد بود ، واگر لعن أو هم جايز بود وسكوت مىكرد از شما عاصيان محسوب نمىشد ، واگر در تمادى أيام حيوة ، لعن إبليس نكند مسئوليت نخواهد داشت ، واگر لعن كند سؤال دارد ، چه ملعون بعيد از رحمت الهى است واز كجا معلوم مىشود كه أو دور است ، واخبار به أو تخرص به أخبار به غيب است مگر در حق كسى كه به كفر مرده باشد . واما ترحم بر يزيد جايز است بلكه مستحب است ، بلكه داخل در عموم اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات است كه در هر نماز مىخوانيم ويزيد مؤمن بوده اين است ما حصل اين تحقيق غزالى كه به استمداد از باطن يزيد بن معاوية در عالم مكاشفه شيطان به حكم ( ان الشياطين ليوحون إلى أوليائهم ) بر قلب ظلمانى أو القا كرده است . وحقا كه بر مسلم موالى أهل بيت بسيار گران مى آيد كه كسى دعوى ايمان يزيد كند كه فرزندان پيغمبر را بكشت وزنان ودختران ايشان را بر شترهاى برهنه از شهر به شهر وصحرا به صحراء ، ماننده أسيران ترك وكابل شهره آفاق وانگشت نماى حجاز وعراق كرد ، وسر پسر پيغمبر را در ملأ عام گاهى بر در خانه آويخت وگاهى بر طشت نهاد وشراب خورد وفضله شراب را كنار أو ريخت واظهار مسرت كرد وشادمانى نمود ، ولب ودندان أو را از در استهزاء وتخفيف با چوب خيزران بكوفت كه أعظم مصائب است نزد انسان غيور ، يا للعجب چنين كسى مؤمن است ودعاء براي أو مستحب است ، لمؤلفه :
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 227 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي