تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
موضع است ، وهمين قدر كه متعرض شديم به رعايت آن استلذاد وابتهاجى است كه در أذهان متوقده وطباع رقيقه به استطرادات لطيفه ادبيه وافتنانات غريبه علميه دست مىدهد . ( السلام عليك وعلى الأرواح التي حلت بفناءك وأناخت برحلك ) ج - سلام بر تو باد وبر آن روان‌هائى كه در آستان تو جا گرفتند ودر ساحت قرب تو فرود آمدند . ش - أرواح جمع روح است ، وأصل روح چنانچه از أبو عبيده نقل شده به معنى طيب وطهارت است ، واز اين جهت روح انسان را روح گفته‌اند ، وملائكة مطهرين را أرواح نامند ، وجبرئيل را روح القدس خوانند ، وملك أعظم را كه در آية كريمه " يوم يقوم الروح " ( 38 / 78 ) مذكور شد روح گويند وعيسى را روح الله لقب دهند ، ونسبت به ملائكة وجن را روحاني بضم گويند وهم چنين هر ذي روحي را روحاني گويند ، وروح به فتح را با اين معنى مشاركت است ، چه مىگويند مكان روحاني يعنى طيب ، وزيادت نون در نسبت بر خلاف قياس از تغييرات نسب است مثل ربي ودهرى ورباني ، ورحوى بفتح راء ، وريح به معنى باد مأخوذ از اوست ، لهذا جمع أو بر أرواح است ، چه معنى أو با طيب وخوشى مناسبت دارد ، وچنانچه روح به معنى نسيم است ، وراح ورياح به فتح كه به معنى خمر است نيز از اين معنى مأخوذ است ، وريحان به معنى گل هم از وجوه تقلبات همين معنى است ، وروح آدمي را كه روح گفته‌اند به ملاحظه طهارت وطيبى است كه در به دو تكوين وأصل خلقت دارد قبل از تلوث به علايق جسمانيت ، وتدنس به لوازم هيولانيت . وبالجملة استعمال روح در انسان به وجوهى چند مىشود ، وظاهرا مراد از أو در اينجا نفس ناطقه انساني است كه جوهري است لطيف ملكوتي كه بعد
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 235 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي