وأدله چند عقلية دليل كرده اند .
وعلامه مجلسي در ( سماء عالم ) اظهار تردد كرده وفرموده : " فما يحكم به
بعضهم من تكفير القائل بالتجرد افراط وتحكم ، كيف وقد قال به جماعة من علماء الإمامية
ونحايرهم " - انتهى .
بالجملة مسألة نظري وبه غايت مشكل است ، اگر چه بحمدالله حل عقال اين
اشكال بر طريق نظر واستدلال براي اين بي بضاعت ممكن است ، ولى خوض در
تحقيق اين نوع مباحث أولا محل اهتمام نيست ، وثانيا خارج از قانون اين
شرح است .
وگاه روح را به معنى جسم با روح استعمال مىكنند بعلاقه حال ومحل يا
ملابست ، چنانچه عرب فعلا مىگويند : شال روحه ، يا مىگويند جرح روحه ،
ودر عراق وحجاز اين استعمال متعارف است ، وخود شنيده أم ، ونظير أو در
فارسي در لسان عموم مردم متعارف است كه مىگويند جانش را پوشيد يا جانش
زخم شده ، واين علاقهاى است صحيح واستعمالى است فصيح ومنزل بر اين است
عبارت دعاى ندبه " وعرجت بروحه إلى السماء " ( 1 ) چه ضرورت قائم است بر
هامش
( 1 ) بنابر نسخه مصباحى كه مرحوم مجلسي در ( زاد المعاد ) از آن نقل كرده ،
وظاهرا تصحيفى در أو شده است ، واما نسخه عالم رباني حاج ميرزا حسين نوري
در كتاب ( تحية الزائر ) از ( مزار قديم ) ، و ( مزار شيخ محمد بن المشهدي )
و ( مصباح الزائر ) سيد " عرجت به " نقل شده است ودليل بر تصحيف بودن نسخه
" عرجت بروحه " دو جمله " وسخرت له البراق " و " عرجت به إلى سماءك " است ،
چون بالا رفتن روح براق لازم ندارد ، ودر جمله أول مىفرمايد : براق را مسخر
أو قرار دادى ، ودر جمله دوم مىفرمايد : خود حضرت را بالا بردى .