تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
عقلش " 136 " قوه طبيعيه‌اش " 18496 " قوه كليه‌اش " 184960 " وبراي هر يك از اينها حكمي است ، وهر حرفى به اختلاف هر يك از مراتب اثرى دارد ، وهمچنين براي هر حرفى لوازمى ومراتبى ذكر مىكنند كه ما در صدد حكايت آن أقوال نيستيم ، واين كتاب هم گنجايش آنها را ندارد ، ولى محض اشاره همين مختصر ذكر شد ، وقياس ساير احكام بر اين مىشود . ودر اخبار أهل عصمت اشاره به اعتبار حروف واستفاده مطالبى از حروف نورانية شده ، بلكه سيد اجل داماد رفع الله قدره در ( جذوات ) ادعاى تواتر اخبار أهل بيت در اين باب كرده ، وخواص ادعيه وأوراد وأذكار وأعداد آن ها را مرتب بر اين امر كرده ، وما اگر چه از سر اين أمور محجوبيم ، ولى بعد از اتفاق اين طايفه از علماء وحكماء البتة شك در اعتبار ألفاظ مخصوصة نمىكنيم وتا آنها ادا نشود برائت يقينه حاصل نمى شود . واز اينجا دانستى كه اين وجه را جداگانه مىتوان وجهي به حساب آورد ، وبعد از ملاحظه اين وجوه البتة براي كسى كه خواص وآثار مترقبه از زيارة عاشوراء را راغب است لازم است كه از لفظ مأثور تخطى نكند ، وبه همان وجه روايت " هذا يوم " بگويد ، چه أصل برائت در احراز از آثار واقعيه وخواص نفس الامريه عمل دخلى ندارد ، وغايت أو رفع عقاب يا انقباض است در واجب ومستحب ، اگر در أو جارى باشد چنانچه در محل خود تقريبي از أو كرده أيم ، واشكال سابق بعد التأمل مسرحى در وادى صحت ندارد چه اشاره بر سه وجه مىشود : به حضور واقعي ، وحضور ذهني ، وحضور ذكرى . ودر اين زيارة چون از أول تا آخر ذكر سيد الشهداء ومصائب كربلا ، ووقايع عاشورا است صورت ذهنية أو حاضر ونصب العين زائر است ، چه