نيكان و خوبانند ، و اما بدان و اشرار جز به صورت تبعى مقصود نيستند ( زيرا كلمه طيّبه را به عنوان
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا
آورده است ) كه به خدا منسوب شده است .
اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ
كلمهى ناپاك و پليد مانند درخت پليد است كه ريشه ندارد ( ريشه آن را بكنده باشند تفسير سورآبادى ) و بر روى زمين قرار گرفته و پايدار نيست ، و آن مانند بعضى از زنان ( يا مردان آنگونه زن صفت ) مىباشد ، كه بر هيچ يك از آراء و اقوال و پيمانهايش ثابت و استوار نيستند .
ما لَها مِنْ قَرارٍ يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ
اين جمله همانند نتيجهى ما قبلش مىباشد ، يعنى پس از آن كه معلوم شد محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام درخت پاك و طيّب و ثابت و استوار هستند پس هر كس به آن دو ايمان آورد خداوند او را به وسيلهى آن دو ثابت و استوار مىدارد كه آن دو قول ثابت هستند ، يا اين كه خداوند او را به سبب ايمانش ثابت و استوار مىسازد كه ايمان نيز قول ثابت است « 1 » .
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
كه در حيات دنيوى ثابت و استوارند يعنى در دينشان و در آخر حيات دنيا شك نمىكنند ، پس ديگر براى
هامش
( 1 ) گرچه طبرى و ميبدى قول ثابت را شهادتين مىدانند و شيخ طوسى و طبرسى ، توحيد و ايمان ولى چون اساس شهادت و توحيد و ايمان رسالت و ولايت است پس نظر مفسّر محترم جامع همه آن و فراگير و كامل است .