تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
فِي يَوْمٍ عاصِفٍ
« 1 » در روزى كه بادش تند باشد ، چه ( عصف ) عبارت از باد شديد است . و اين كنايه از منافقين امّت است كه به آنچه كه در اسلام عمل كردند از قبيل عبادت‌ها و انفاق‌ها و بنده آزادكردن‌ها مغرور شدند و ولايت را ترك كرده و به آن كافر شدند ، و در نتيجه به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و به خدا كافر شدند . و اگر كلمه‌ى ( ربهم ) به رب مضاف تفسير شود معناى آيه واضح و روشن است . ( كفر به ولايت على ) .
لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا
آنچه را كه در اسلام كسب كردند چيزى نيست .
عَلى شَيْءٍ
به پاداش چيزى از آن‌ها نمىرسند ، چون سلب قدرت بيشتر اوقات در جايى استعمال مىشود كه دسترسى به آن نباشد .
ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
اين خستگى عمل و عدم دسترسى به هيچ يك از پاداش آن با اين گمان كه كار خوبى انجام مىدهند همان گمراهى دور است ، و البته نسبت دورى به گمراهى
هامش
( 1 ) عصف : شدّت ، برگ ، كاه ، يعنى اعمال كافران يا منافقان همچون خاكسترى است كه باد در آن روز طوفانى به شدّت وزيده . عصف : بالفتح سبزه و برگ كشت و كاه و منه قوله تعالى كعصف مأكول اى كزرع قد اكل حبّه و بقى تبنه او كورق اكلته البهائم او كحطام النّبت المنكسر منه . منتهى الارب فى لغة العرب صفىپور
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 700 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى