دين آنها بودهاند .
فَأَوْحى
« 1 »
إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ
پس پروردگارشان جهت تقويت توكّل و صبر آنها به آنان وحى كرد :
لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ
ستمكاران را البته هلاك خواهيم كرد و شما را پس از آنان بر زمين اسكان خواهم داد اين خطاب مربوط به جميع رسولان در عوالم انسانيّت و اسكان آنها در زمين صغير انسانيّت است ، و براى بعضى از رسولان در عالم كبير اين هلاك كردن و نابودى وجود داشته است .
( ذلك ) اشاره به هلاك گردانيدن و نابودى ستمكاران يا اشاره به اسكان رسولان است .
ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ
لام در ( لمن ) براى انتفاع است .
يعنى ، به سود كسى است كه از آن اهلاك و امكان بترسد ،
هامش
( 1 ) وحى آنچه از سوى حق تعالى بر رسول او نازل شود و از خواص نبوّت است ، عارفان گويند : وحى بر دوگونه است : يكى كلام الهى و ديگرى حديث نبوى ؛ چه اقوال پيامبر همه وحى است و كلام الهى به واسطهى جبرئيل بر دل رسول فرود شده است . فرهنگ اصطلاحات عرفانى دكتر سجّادى مولوى گويد :پس محل وحى باشد گوش جان * وحى چه بود گفتن از حس نهان