تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
به لام آمده است ، به خلاف نور كه آن يك حقيقت است و وحدت متكثّرات به وسيله‌ى آن امكان‌پذير است ، و لذا آن را به صورت مفرد آورد و فرمود :
إِلَى النُّورِ
« 1 »
بِإِذْنِ رَبِّهِمْ
تو مردم را با اذن پروردگارشان به سوى نور خارج مىسازى ، تا اين كه اطاعت آن‌ها از تو اطاعت خدا شود و شرك به خدا نشود ، يا مقصود اين است كه در خروج آن‌ها به سوى نور اذن پروردگار است كه در اين صورت خارج ساختن تو موافق اذن خدا و مسبّب از آن است .
إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
« 2 » بدل از
إِلَى النُّورِ
است . بدان كه انسان در آغاز خلقش طبيعت محض است كه داراى قوّه و استعداد نبات شدن را دارد ، سپس نبات بالفعل و حيوان بالقوّه مىشود ، سپس حيوان بالفعل و انسان بالقوّه مىگردد ، و همچنان اين
هامش
( 1 ) - نور - بنياد عرفان و حكمت مشرق زمين است و در قرآن مجيد نيز بارها به نور اشاره شده و حق تعالى را نور حقيقى و مطلق دانسته است . به همين سبب عارفان به نور اهميّت بسيار داده‌اند . در شرح گلشن راز آمده است : نور به حكماللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِاسمى از اسماء اللّه ، و تجلّى او به اسم الظّاهر ، در لباس صورتهاى جسمانى و روحانى است . لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 5 . ( 2 ) حميد : ممكن است به معناى فاعل باشد يعنى ستاينده و ممكن است به معنى مفعول باشد يعنى ستوده ، و آن از اسماى حسنى است و هفده بار در قرآن مجيد آمده است . تفسير جامع