گذشته دربارهى احوال امّتها و شرايع پيشين است .
وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ
و در آن كتاب تفصيل هر چيز است از قبيل احوال يوسف و برادرانش و پدرش ، يا از امور گذشته و آينده و سنتهاى حقّ و باطل .
وَ هُدىً
آن قرآن حقيقت هدايت از جانب خدا است كه به صورت حروف و نقوش و معانى ذهنى تصوير گشته است ، يا اين كه مقصود از
هُدىً
هدايتكننده است ، چه قرآن از جهتى هدايت است و از جهتى هادى و هدايتكننده است .
وَ رَحْمَةً
قرآن از جانب حقّ تعالى كه اين چنين به سوى شما نازل شده است يا اين كه قرآن به سبب رحمت است .
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
اين قرآن هدايت و رحمت براى گروهى است كه ايمان بياورند چه غير مؤمنين را قرآن يا داستانها گمراه مىكند و به جاى رحمت نقمت و بدبختى براى آنها مىشود .
به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده شده كه فرمود :
سوره يوسف را به زنانتان ياد ندهيد و براى آنها نخوانيد كه در آن سوره فتنهها است ، و سوره نور را به آنها ياد بدهيد كه در آن پندها و اندرزها است .
و سرّ مطلب اين است كه زنها چون نفوسشان ضعيف است زود بهوسيله مسموعات تحت تأثير قرار مىگيرند . « 1 »
هامش
( 1 ) اين حديث به نظر مجهول مىرسد زيرا بر مرد و زن خواندن همه قرآن فرض است . نه برخى از آن كه در آن صورت (فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍمىشود ) ديگر اين كه اگر براى زنان بد بود خدا آن را نازل نمىكرد و نمىفرمود : تا آنجا كه ميسر است قرآن را بخوانيد و مىگفت بعضى را زنان بخوانند و بعضى را نخوانند ( تبارك الله اما تصفون )