نجات مىدهيم .
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
و انتقام ما از بدكاران باز نخواهد گرديد .
و لفظ ( لا يردّ ) را به صيغهى مضارع آورد كه دلالت بر استمرار مىكند و از سوى ديگر امّتهاى گذشته را كه هلاك شدهاند توصيف به مجرمين كرد تا اشعار به اين باشد كه هلاكت براى هر مجرمى در هر زمانى ثابت است .
و اين كنايه از امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز هست .
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ
در داستانهاى اخبار رسولان عليهم السّلام و امّتهاى مؤمن و مكذب آنها يا در داستانهاى اخبار يوسف و پدر و برادرانش .
عِبْرَةٌ
چيزى است كه بايد عبرت گرفت و بينا شد .
لِأُولِي الْأَلْبابِ
كه عبرت براى صاحبان خرد و عقل است ، چه غير آنها اين چيزهاى عبرتآور را مىبينند و از آنها اعراض مىكنند و آنها را مانند افسانه مىشنوند .
ما كانَ
اين داستانها يا اين كتاب كه در آن داستانهاى آنان است ،
حَدِيثاً يُفْتَرى
مانند افسانههاى مختلفى نيست كه افترا باشد ،
وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ
و لكن وحى از جانب خداست .
چه آن كتاب تصديق كتابهاى آسمانى گذشته ، و اخبار راستين