وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ
بيشتر آنها به خدا ايمان نمىآورند ، يعنى اذعان و يقين نمىكنند ، يا به ايمانى كه بر اثر ايمان خاصّى يا عامّ حاصل نايل نمىآيند .
إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 1 » و آنها مشرك در وجوب هستند يا در الهيّت ، يا در عبادت يا در طاعت يا در ولايت ، و اقلّ شرك در وجود و شهود است ( پس اكثر مردم شرك جلى يا خفى يا ذاتى و صفاتى و افعالى و عبادى و يا شهودى و ولايى دارند ) .
أَ فَأَمِنُوا
آيا كسانى كه رسالت تو را منكر شدند يا كسانى كه با شركورزى ايمان آوردند ايمن از عذاب هستند ، اين جمله تهديد آنها است تا توحيد را خالص گردانيده و مستوجب مزيد نعمت شود ؟
أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ
آيا ايمن هستند كه عذاب و عقوبت خدا آنها را بپوشاند ؟
أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً
يا ساعت قيامت صغرى ، يا
هامش
( 1 ) شرك اسم است يعنى عمل شرك چنانچه در صحاح و قاموس آمده است و نيز به معناى شريك و نصيب آمده ، مشرك كسى است كه براى خدا شريك قرار بدهد چنين شخصى قابل آمرزش نيست . و شرك اقسامى دارد . 1 - شرك در خلقت . 2 - شرك در تدبير عالم . 3 - شرك در عبادت .
خواجه عبد اللّه انصارى در كشف الاسرار ج 5 ص 532 شرك را به جلى و خفى تقسيم كرده است و در بيانى ديگر به شرك عامّ و خاصّ يا شرك اكبر و اصغر تقسيم كرده است .
كشف الاسرار ج 2 ص 541