قيامت كبرى ، يا ظهور قائم عجّل اللّه تعالى فرجه ، بدون علامتى كه ظهور يابد ، فرارسد
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و آنان عذاب ناگهانى كه فرود آيد حس نمىكنند و قبلا نزول عذاب را نمىفهمند تا استعداد و آمادگى آن را داشته باشند
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي
دعوت به توحيد و رهايى از شرك و تأسيس قانون معاشى آنچنانكه به حسّ معاد منجر شود راه و روش من است .
أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ
كه خلق را به خدا دعوت كنم ، جملهى ( أدعوا فى اللّه ) تفسير ( هذه سبيلى ) است .
با چيز اضافى كه ( على بصيرة ) باشد يا مستأنف و جواب سؤال مقدّره ، يا حال از ( سبيلى ) است با تقدير ضمير كه به آن برگردد .
عَلى بَصِيرَةٍ
و من به صحّت دعوت خودم بينا و آگاه هستم چون دعوت من ناشى از اذن صريح بدون واسطه از جانب خداست به خلاف روش غير من از كسانى كه دعوت به باطل مىكنند كه آنها آگاهى و بصيرت به دعوت خودشان و صحّت آن ندارند چون دعوت آنها ناشى از اذن صريح بىواسطه يا با واسطه از جانب خدا نيست .
ممكن است مقصود اين باشد كه من نسبت به آنچه كه به سوى آن شما را فرا مىخوانم و دعوت مىكنم بينا و آگاهم .
چون صحّت آن مشهود است و حقّ بودن آن قابل رؤيت است