وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
اگر باور نمىكنى كسى را بفرست تا از اهل قريه قضيه را بپرسد ، يا از كسانى از اهل مصر كه در قافله بودند سؤال شود .
الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
تصريح به راستگو بودنشان است كه لازمه اخبار آنها است ، و اين تصريح جهت تأكيد آمده است .
و لذا آن را با ( ان ) و ( لام ) و جمله اسميّه تأكيد كردهاند ، و آن عطف بر جمله ( انّ ابنك سرق ) است و وسط قرار گرفتن ( و اسأل القرية . . . تا آخر ) براى اشعار به علّت راست بودن ادّعاى صدق و راستى است ، و ممكن است كه توصيه و سفارش برادر بزرگشان تا جمله ( و اسأل القرية ) باشد ، و جمله ( و اسأل القرية ) از كلام كسانى باشد كه به سوى يعقوب بازگشتند و يعقوب با آنها سخن گفت ، و در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : پس بازگشتند و به پدرشان گفتند :
پسر شما دزدى كرده است ، و يعقوب آنها را تكذيب كرد ، پس آنها گفتند از اهل قريه سؤال كن .
قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً
معناى ظاهر آيه اين است كه پسر من دزدى نكرده و شما دروغ مىگوييد ، و در بردن بنيامين با من نيرنگ و حيله به كار برديد ، چنانچه معناى اين كلمه در قصه يوسف نيز چنين بوده ، در حالى كه آن برادران در مورد بنيامين حيله به كار نبردند و در اتّهام او به دزدى دروغ نگفتند ، و در حقّ او