وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا
ما ديديم كه جام ملك از داخل بار بنيامين پيدا شد .
وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ
« 1 »
حافِظِينَ
ما به اسرار غيب آگاه نيستيم تا باطن قضيه را بدانيم ، و بفهميم كه بنيامين واقعا دزدى كرده يا بدون جرم و گناه به او نسبت دزدى دادهاند .
بعضى گفتهاند معناى آيه اين است كه وقتى بنيامين نزد ما حضور داشت ما او را از امثال نسبت دزدى نگه مىداشتيم ، و امّا وقتى از ما غايب بود ديگر حافظ و نگهبان او نبوديم ، چون ديگر حفظ او امكانپذير نبود .
بعضى گفتهاند كه غيب در لغت طايفهى حمير به معناى شب است كه در اين صورت معناى آيه اين است كه ما در شب نمىتوانستيم او را از سرقت و دزدى حافظ و نگهبان باشيم .
برخى گفتهاند كه اين جمله سؤال يعقوب است كه گفت : چه كسى به ملك گفت كه جزاى دزدى به بردگى گرفتن سارق است ؟
برادران يوسف گفتند : اين مطلب را ما گفتيم ، يعقوب گفت ، چرا گفتيد ، آنها گفتند : ما گواهى نداديم جز به آنچه كه از شريعت پيامبران دانستيم و ما علم غيب نداشتيم كه بدانيم جام پادشاه در داخل بار اوست .
هامش
( 1 ) غيب : نهان نهفته . هر آنچه از ديده يا از علم نهان است . از باب لغت گفتهاند : ( الغيب : كل ما غاب عنك )