وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ
كلمه تعجّب بر زبان راندند ، ( حاش ) حرفى است كه بهمنزله مصدر نازل شده است .
يعنى خدا منزّه است ، ( پناه بر خدا ، خدا به دور دارد ) ، بنابراين لام براى تبيين است مانند ( لام ) ( سقيا لك ) يا اين كه لام براى قسم است اعمّ از اين كه ( حاش ) خود كلمهاى مستقل باشد ، يا اصل آن ( حاشا ) بوده و الف آخر حذف شده باشد .
بعضى گفتهاند : اصل آن ( حاشا ) بوده ، فعل مىباشد با حذف الف مخفف شده ، و آن از ( حشى ) به معناى ناحيه است ، و فاعل آن ضمير است كه به يوسف برمىگردد ، و لام براى تعليل است ، و معناى آن اين است كه يوسف براى خدا خود را از آلودگى كنار كشيد ، يا اين كه لام براى تبيين مفعول است ، و معناى آن اين است كه يوسف خدا را تنزيه كرد .
يا اين كه فعل لازم است و فاعل خداى تعالى است و لام براى تبيين فاعل است ، يا اين كه لام براى قسم است خواه فعل لازم باشد يا متعدّى ، و فاعل فعل ضمير يوسف عليه السّلام است .
و ( حاشا اللّه ) به صورت فعل لازم خوانده شده و ( اللّه ) فاعل آن است و ( حاشا للّه ) با تنوين ( حاش ) خوانده شده كه حرف باشد بهمنزله مصدر يا بهمنزله اسم صوت .
يا اين كه آن را اسم صوت قرار داده و لام ( للّه ) براى تبيين يا