دستشان گفتند : اى زليخا اين كه بما نشان دادى چه كسى است ؟
زليخا در جواب آنها گفت :
فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ
پس به همين دليل سرزنش شما بجا نيست زيرا كه جمال او سزاوار شيفتگى است و صبر بر آن ممكن نيست « 1 » .
وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ قالَ
زليخا گفت اگر يوسف دستور مرا انجام ندهد به زندان مىافتد و خوار و ذليل مىشود ، و يوسف وقتى ديد دفع فتنه زنها سختترين چيز براى اوست دست به دعا بلند كرد و گفت :
رَبِّ السِّجْنُ
« 2 »
أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ
هامش
( 1 ) سه كس را در مهر سه كس ملامت كردند : زنان قبايل عرب خديجه عليها السّلام را در مهر رسول صلّى اللّه عليه و آله ملامت كردند . الحارث على را در خواستن فاطمه ملامت كرد . زنان مصر زليخا را ملامت كردند .
( 2 ) هر كسى را كه در راه اختيار شد ( وى را ) بلا و محنت بسيار شد . يعقوب يوسف را اختيار كرد تا دل خود را رهين محنت روزگار كرد . آدم قابيل را اختيار كرد قابيل فرمان او را انكار كرد .
نوح عليه السّلام فرزند خود را اختيار كرد ملك تعالى او را از او بيزار كرد . يوسف زندان را اختيار كرد تا تن خود را قرين محنت بسيار كرد .
يوسف گفت : من زندان را دوستتر دارم از زنا * حريص گفت : من دنيا را از عقبا دوستتر دارم كافر گفت : من كفر را از ايمان دوستتر دارم مشرك گفت : من بت را از خدا دوستتر دارم ملك تعالى گفت : من مؤمن را از هجده هزار عالم دوستتر دارم ؛( يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ )مائده /