إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 34 )
ترجمه :
( 12 / 34 - 32 )
( چون زليخا زنان را همه در جمال يوسف واله و حيران ديد روى به آنها كرد ) گفت : اين است غلامى كه مرا در محبّتش ملامت مىكرديد ( ديديد چگونه شما را با يك نظر شيفته و بىخود ساخت ) آرى من خود از وى تقاضاى مراوده كردم و او عفّت ورزيد و اگر پس از اين هم خواهش مرا رد كند ، البتّه زندانى شود و خوار و ذليل گردد .
( اين سخن را گفت كه شايد يوسف را به تهديد به خود رام سازد )
( يوسف چون اين سخن بشنيد دست به دعا برداشت ) و گفت اى خدا مرا رنج زندان خوشتر از اين كار زشتى است كه زنان از من تقاضا دارند . بار الها اگر تو حيله اينان به لطف و عنايت از من دفع نفرمايى به آنها ميل كرده و از اهل جهالت و شقاوت گردم .
خدا دعاى او را مستجاب كرده مكر و دسايس آن زنان را از او بگردانيد ( و دامن عصمتش را پاك گذاشت ) كه خداوند دعاى بندگان مخلص را مىشنود و به احوال خلق آگاه است .
تفسير
قالَتْ
زليخا به جهت عذر آوردن از مفتون شدنش ، و دفع ملامت آنها اين چنين گفت .
يا در حالى كه به عشق او تفاخر مىكرد گفت ، يا در جواب سؤال زنها گفت ، چون آنها بعد از مشاهده جمال يوسف و بريدن