تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 34 )

ترجمه :

( 12 / 34 - 32 ) ( چون زليخا زنان را همه در جمال يوسف واله و حيران ديد روى به آن‌ها كرد ) گفت : اين است غلامى كه مرا در محبّتش ملامت مىكرديد ( ديديد چگونه شما را با يك نظر شيفته و بىخود ساخت ) آرى من خود از وى تقاضاى مراوده كردم و او عفّت ورزيد و اگر پس از اين هم خواهش مرا رد كند ، البتّه زندانى شود و خوار و ذليل گردد . ( اين سخن را گفت كه شايد يوسف را به تهديد به خود رام سازد ) ( يوسف چون اين سخن بشنيد دست به دعا برداشت ) و گفت اى خدا مرا رنج زندان خوش‌تر از اين كار زشتى است كه زنان از من تقاضا دارند . بار الها اگر تو حيله اينان به لطف و عنايت از من دفع نفرمايى به آن‌ها ميل كرده و از اهل جهالت و شقاوت گردم . خدا دعاى او را مستجاب كرده مكر و دسايس آن زنان را از او بگردانيد ( و دامن عصمتش را پاك گذاشت ) كه خداوند دعاى بندگان مخلص را مىشنود و به احوال خلق آگاه است .

تفسير

قالَتْ
زليخا به جهت عذر آوردن از مفتون شدنش ، و دفع ملامت آن‌ها اين چنين گفت . يا در حالى كه به عشق او تفاخر مىكرد گفت ، يا در جواب سؤال زنها گفت ، چون آن‌ها بعد از مشاهده جمال يوسف و بريدن
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 496 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى