غالب است كه جمع مذكّر مىآورند جارى شده و سخن گفته است ( نگفته است من الخاطئات )
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ
و زنان مصر گفتند ، اين كه فعل را به صورت مذكر و بدون تاء آورده است ، از اين روست كه آن را به مؤنث حقيقى نسبت داده باشد و فاصلهاى هم بين فعل و فاعل وجود نداشته باشد ، زيرا كه به صورت جمع مكسّر توجّه كرده است ، بنابراين كه لفظ ( نسوة ) جمع نساء باشد كه آن جمع ( مرأة ) است ، و بعضى گفتهاند ( النّسوة ) با كسر نون و ختم آن و ( النّساء ) و ( النّسوان ) و ( النّسون ) با كسر نون در هر سه ، همه اينها اسم جمع لفظ ( مرأة ) است .
بعضى گفتهاند همه اينها جمع است و مفردى از لفظ خودشان ندارد ، و اسقاط تاء براى شعار به اين است كه آنها همه موصوف به خصال مرداناند ، چه كه آنها مفتون جمال يوسف شدند هنگامى كه او را ديدند .
برخى گفتهاند : آن زنان چهار يا پنج يا چهارده نفر بودهاند ، و گفته شده كه قضيّه يوسف و زليخا بين زنان مصر منتشر شد تا جايى كه بيشتر زنان از آن سخن مىگفتند .
امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ
« 1 » زنان
هامش
( 1 ) سه كس را حقّ تعالى در كلام خويش جوانمرد خواند : اصحاب كهف را جوانمرد خواند ،