أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ ( 89 ) وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ( 90 )
ترجمه :
( 11 / 90 - 84 )
و ما به سوى اهل مدين ، برادرشان شعيب را به رسالت فرستاديم ، آن رسول گفت اى قوم ، خداى يكتا را كه جز او خدايى نيست ، بپرستيد و در كيل و وزن كمفروشى مكنيد . من خير شما را در آن مىبينم ( كه با همه عدل و انصاف كنيد ) و ( اگر ظلم و خيانت كنيد ) من مىترسم از روزى كه عذاب سخت شما را فرا گيرد ،
اى قوم در سنجش وزن و كيل اجناس عدالت كنيد و به مردم كم و گران نفروشيد و در زمين به خيانت و فساد برنخيزد ،
( و بدانيد ) كه آنچه خدا بر شما باقى گذارد ( بركت بخشد ) بهتر است ( از آن زيادتى كه به خيانت و كم و گرانفروشى به دست مىآوريد ) اگر واقعا به خدا ايمان داريد ( اين نصيحت وظيفه من است ولى اگر عصيان كرديد ديگر ) من نگهبان شما ( از عذاب خدا ) نيستم ،
قوم به مسخره گفتند اى شعيب آيا اين نماز تو ، تو را مأمور مىكند كه ( دعوى رسالت كرده و ) ما را از پرستش خدايان پدران ما و از تصرّف در اموال به دلخواه خودمان منع كنى ؟ ( آفرين ) تو بسيار مرد بردبار و درستكارى هستى ،
شعيب گفت : اى قوم رأى و نظريّه شما چيست ؟ آيا اگر مرا از جانب پروردگار حجّت روشن و دليل قاطع باشد و از او بر من رزق حلال و پاكيزه ( بىهيچ خيانت و حيلههاى شما ) برسد باز اطاعت او نكنم ؟ ! و ( بدانيد ) كه غرض من از آنچه شما را نهى مىكنم ضديّت و مخالفت با شما نيست بلكه تا بتوانم تنها مقصودم اصلاح امر شما است و از خدا ( در هر كارى ) توفيق مىطلبم و بر او توكّل كرده به درگاه او ( از شرّ ) بدان پناه مىبرم ،