لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ ( 75 )
يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ( 76 )
ترجمه :
( 11 / 76 - 71 )
( در آن حال ) زن ابراهيم ساره ايستاده بود كه ( از فرط شوق ) متبسّم گرديد پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس و يعقوب بشارت داديم ،
زن چون مژده فرزند شنيد ( از فرط شوق ) گفت كه آيا مىشود از من با آن كه زن پيرى هستم و شوهرم نيز مردى پير و فرتوت است فرزندى پديد آيد اين چيزى بسيار شگفتانگيز است ؟ ،
فرشتگان به او گفتند آيا از كار خدا عجب دارى ؟ ! ( عجب مدار ) كه رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بيت رسالت است ، زيرا خدا بسيار ستوده صفات و بزرگوار است و بندگان ستوده نيكو را دوست مىدارد ،
چون ابراهيم را وحشت از دل برفت و بشارت فرزند بيامد در آن حال براى نجات قوم لوط با ما به گفتگو و التماس درآمد ( يعنى از فرشتگان كه وعده هلاك قوم لوط شنيد استدعاى نجات بر آنها كرد ) ،
كه همانا ابراهيم بسيار حليم و رئوف بود بسيار به درگاه خدا در حقّ ديگران آمرزش مىطلبيد ،
خطاب شد اى ابراهيم از اين خواهش درگذر كه هنگام حكم قهر الهى بر اين قوم فرا رسيده و بر آنها عذابى كه حتمى است و بازگشت ندارد خواهد رسيد .