تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ
قوم ثمود چون به ربّه خود كافر شدند از رحمت خدا دور شدند بارها گذشت كه امثال اين جمله‌ها كنايه از امّت محمّد است ( كه از ربّ مصاف يعنى مقام ولايت ( على عليه السّلام دور شدند ) .
وَ لَقَدْ جاءَتْ
رُسُلُنا
فرستادگان ما آمدند كه مقصود ملايكه است ، و آن‌ها چهار نفر بودند چنانچه در خبر آمده است ، جبراييل ، ميكاييل ، اسرافيل ، و كرّوبيل .
إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى
براى بشارت فرزند جهت ابراهيم آمدند كه مقصود اسماعيل از هاجر يا اسحاق از ساره است طبق اختلافى كه در اخبار آمده است . « 1 »
قالُوا سَلاماً
با كلمه سلام به آن‌ها تحيّت گفتند
قالَ سَلامٌ
جواب را با جمله‌اى رساتر از تحيّت آن‌ها ادا كرد ، چون از نصب به رفع عدول نمود ( به جاى سلاما كه منصوب است سلام كه مرفوع است و رساتر است گفت ) :
فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
زمان قابل توجّهى درنگ نكردند كه ابراهيم براى آن‌ها كباب گوساله آورد . منظور اين است كه در پذيرايى آن‌ها و در طبخ و كباب گوساله تسريع كرده و زود مهيّا كرد و به آن‌ها گفت بخوريد ، آن‌ها گفتند : ما نمىخوريم تا اين كه به ما بگويى قيمت آن چقدر است ؟
هامش
( 1 ) طبق آيه بعدى يعنى آيه 71 مسلّما منظور اسحاق است نه اسماعيل