تفسير
وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ
زنش ساره ايستاده بود و حرفهاى آنها را مىشنيد ،
فَضَحِكَتْ
از سخنان آنها تعجّب كرد ، يا مقصود اين است كه بعد از آن كه مدّتها از حيض شدن او گذشته و يائسه شده بود حايض شد ، چون در آن هنگام نودساله بود و ابراهيم عليه السّلام يكصد و بيستساله بود ، و كلمه ( ضحك ) در اخبار به هر دو معنى « 1 » تفسير شده ، و اين از گستردگى وجوه قرآن است .
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ
ظرف حال از جمله بعدى است .
قالَتْ
پس از بشارت فرزند در حالى كه بعد از سنّ يأس تعجّب ، از فرزنددار شدن مىكرد گفت :
يا وَيْلَتى
اين لفظ كلمه تعجّب است و در اينجا در مورد بشارت به فرزند به كار رفته است ، اگر چه در اصل در امر ناگوار و ناپسند اين كلمه استعمال مىشود .
أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ
من پير زنى هستم ( كه از فرزند آوردن مأيوس مىباشم ) ،
وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً
و اين شوهر من پيرمردى است ( كه اميد توليد نسل از او نمىرود ) .
هامش
( 1 ) دو معناى مورد اشارهء مؤلف : يكى شگفتزدگى و ديگرى سرور ( خوشحالى از مژده ) ( مترجمين )