ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ ( 55 ) إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 56 )
ترجمه :
( 11 / 56 - 49 )
اين ( حكايت نوح عليه السّلام ) از اخبار غيب است كه پيش از آن كه ما به تو وحى كنيم تو و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد پس تو در طاعت حقّ راه صبر پيش گير كه عاقبت اهل تقوى نيكو است ،
و ما براى هدايت قوم عاد برادرشان ( يعنى مردى از طايفهء آنها ) هود را فرستاديم هود نيز براى اداى رسالت به قوم خود گفت كه اى مردم خداى يكتايى را بپرستيد كه جز او شما را خدايى نخواهد بود ( و گفتارى كه به ميان آوردهايد ) افترا و دروغى بيش نيست .
باز گفت اى قوم من از شما مزد رسالت نمىخواهم اجر من جز بر خدا كه مرا آفريده است نيست ، آيا در ( امر من ) فكر و عقل كار نمىبنديد ( تا حقّ را از باطل تميز دهيد ؟
اى قوم از خدا آمرزش طلبيد و به درگاه او توبه كنيد تا از آسمان بر شما رحمت فراوان نازل گرداند و بر قوّت و توانايى شما بيفزايد و زنهار به نابكارى و عصيان روى از خداى رحمان مگردانيد .
قوم هود وى را پاسخ دادند كه تو براى ما دليلى روشن بر دعوى رسالت خود نياوردى و ما با حرفهاى تو از خدايان خود ( يعنى بتان ) دست نمىكشيم و ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد .
تنها چيزى كه دربارهى تو مىگوييم اين است كه برخى از خدايان ما تو را آسيب رسانيده ( و عقل تو را به جرم بدگويى از بتان مغشوش گردانيده ) . هود به آنها گفت من خدا را گواه مىگيرم و شما هم گواهى دهيد كه از اين پس من از شما و خدايانى كه مىپرستيد بيزارم .
شما هم هر فكر و