ترجمه :
( 11 / 48 - 44 )
و به زمين خطاب شد كه فورا آب را فروبر و به آسمان امر شد كه باران را قطع كن به يك لحظه خشك شد و حكم ( قهر الهى ) انجام يافت و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد .
و نوح عليه السّلام به درگاه خدا عرض كرد بار پروردگارا فرزند من اهل بيعت من است ( كه وعده لطف به آنان دادى ) و وعده عذاب تو هم حتمى است كه قادرترين حكمفرمايانى ( پس به لطف خود فرزندم را نجات بخش )
خدا به نوح عليه السّلام خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليّت ندارد او را عملى بسيار ناشايسته است پس تو از من تقاضاى امرى كه هيچ از حال آن آگه نيستى مكن ( و شفاعت نااهل رها كن ) من ترا پندى مىدهم نصيحت بشنو و از مردم جاهل مباش .
نوح عليه السّلام عرض كرد بار الها پناه مىبرم به تو كه ديگر چيزى كه نمىدانم هيچگاه تقاضا نكنم و اكنون اگر گناه مرا نبخشى و ترحّم نفرمايى من از زيانكارانم ،
و به نوح عليه السّلام خطاب شد كه از كشتى فروآى كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم و قبايلى كه هميشه با تو ( و تابع امر تو ) بودهاند اختصاص يافته و امّتهايى كه ( خود سر و ستمگر شوند ) پس از آن كه به آنها بهرهاى از دنيا دهيم آنان را به عذاب سخت كيفر خواهيم داد .
تفسير
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ
« 1 »
وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ
هامش
( 1 ) باران كنايه از فيض حق تعالى و رحمت شاملهى اوست كه از عالم غيب بر ممكنات فايض