به انسان و فطرت خدا و بقيّة اللّه و غيره تعبير مىشود ، اين لطيفه سيّاره از عالم قدس و مقام اسماء بر راه راست به عالم طبع نازل شده است ، سپس جسم ، عنصر ، جماد ، نبات ، حيوان و انسان گرديده تا اينكه به بلوغ و حدّ انسانيّت و اختيار مىرسد ، اگر در اين حال در زندان طبع بماند استغفار فرار از اين زندان است و اين فرار توبه عمومى از گناه است ، اگر به سوى مقصد كه خدا است فرار كند توبه اسلامى است به دست پيامبر و اگر به رضاى دوست گردن نهد توبه ايمانى به دست ولىّ مىباشد كه مستلزم عهدها و پيمانهاست . . . پس
« اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ »
يعنى هر چه مىتوانيد از اين زندان بگريزيد و با بيعت ايمانى به دست خلفاى الهى به سوى خدا برويد .
در آيه هفتم سوره مباركه هود : تفسير
« كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »
كه مشكلترين مفاهيم قرآنى محسوب مىشود و آن راز اصلى هستى است ، در اين تفسير شريف آمده است : عرش رحمان مشيّت اوست و آن عبارت از فعل و كلمه او و نيز حقّى است كه با فعل خدا آفريدش و ولايت مطلقه و حقيقت محمديّه و نيز اضافه اشراقيّه خدا است كه اضافه حقّ به سوى خلق است پس آن وجه مشيّت كه به سوى حقّ مطلق است عرش و وجهى كه به سوى خلق است كرسى ناميده مىشود . . . و وجه خلقى آن مبتنى بر وجه حقّى است كه وجود صرف است .
در آيه نوزدهم سوره مباركه هود :
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ . . .
ضمن اينكه 9720 وجوه احتمالى در نحوهء كلمات برمىشمرد مقصود از شاهد را محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا على عليه السّلام و يؤمنون « يؤمنون به » را به ولايت على و حق را مثل هميشه همان ولايت تفسير مىفرمايند