تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
مقصود از ضعف ، ضعف در دلها است ، نه ضعف در ابدان تا با كثرت آنها منافات داشته باشد .
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ
جواب اصحاب پيامبر است كه از او درخواست كردند اسيرها را نكشند و از آنها فدا بگيرد ، و مقصود از « اثخان » زياد كشتن است از « اثخن فى العدوّ » وقتى كه غلبه پيدا كند و در بين دشمن زخمى زياد ايجاد كند .
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
با گرفتن فديه كالاى دنيا را مىخواهيد در حالى كه خداوند براى شما آخرت را مىخواهد . بدين نحو كه بايد جهاد شما مشوب به اغراض دنيوى نباشد بلكه خالص بوده ، صرفا براى آخرت باشد .
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
خداوند غلبه‌كننده است و از ذلّت پيامبرش بر فرض گرفتن فدا ، از اسيران نمىترسد . پس اين آيه جهت استدراك توهّم خوف ضعف و مغلوبيّت است .
حَكِيمٌ
به جهت مصالحى كه آن را خودش مىداند ، امر به جهاد مىكند .
لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ
يعنى اگر حكمى كه در لوح گذشته از اباحهء فدا و اعزاز مؤمنين ، يا نگهداشتن آنها تا زمان موعود نبود تا دين خدا به‌وسيله آنان عزيز شود عذاب سختى براى شما بود . و اين تهديد و جلوگيرى از كارى است كه در جنگ بدر انجام دادند كه از اسرا فدا گرفتند ، و بر اين كار اصرار