فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ
پيمانشان را به سوى خودشان بينداز و آن را مراعات نكن در حالى كه مشتمل بر « على سواء » مساوى بودن با آنها باشد يا مشتمل بر حالتى باشد كه با حال آنان در نقض عهد مساوى باشد .
زيرا نقص عهد از جانب تو پس از آنكه آنها نقض عهد كردند مذموم نيست .
عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ
بيان علّت امر جهت تعليل امر به شكستن عهد است يعنى اينكه خائنين داراى وجههء محبّت نيستند كه تو مراعات آنها را بكنى و پيمان با آنها را نشكنى .
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
نهادن اسم ظاهر جاى ضمير از جهت تصريح به كفر و يك افتضاح و رسوايى براى آنهاست .
سَبَقُوا
يعنى كفّار خيال نكنند از ما جلو زدند ، يا غلبه كردند ، و شايد معنى دوّم مناسبتر باشد ، چون آن جمله براى رفع خوف از آنها براى نقض عهد و پيمانشان است .
إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ
يعنى جلو نمىزنند و غلبه نمىكنند .
« يعجزون » از « اعجزه » به معنى « از او جلو زد » مىباشد . . . يا او را عاجز قرار داد ، و « لا يحسبنّ » به صورت غيبت ، و « انّ » با فتحه ، و وجوه اعراب براى كسى كه به زبان عرب آگاه باشد مخفى نيست .
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ
از چيزهايى كه به وسيلهء آن قوّت و شوكت شما تأمين مىشود ، از قبيل بزرگنمايى و برترى و تفاخر در ميدان جنگ ( زيرا كه تكبّر در جنگ