تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
جنگ يافتى ، اگر مقصود منافقين امّت باشد جريان امر به دست على عليه السّلام مىشود كه با آنان مىبايد جنگ كند .
فَشَرِّدْ بِهِمْ
با كشته و مجروح كردن آنها را پراكنده ساز .
مَنْ خَلْفَهُمْ
كسانى كه پشت سر آنها هستند ، از ساير كفّار به اينكه شدّت عذاب تو را بشنوند و بدانند كه تو جنگجويان را مىكشى پس طمع در جنگ با تو نكنند ، و مقصود از اين آيه امر به كشتن شديد كفّار با رساترين وجه است .
لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
باشد كسانى كه پشت سر جنگجويان هستند ، كه متذكّر صدق نبوّت و شدّت عذاب تو بشوند .
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً
زياد كردن « ما » بر ادات شرط در اينجا و در جملهء قبلى و ملحق شدن نون تأكيد جهت مبالغه در لزوم جزاست . يعنى اگر قطعا مىترسى از گروهى كه عهد و پيمان بسته بودند ( به قرينه قول خدا : ) . « خيانة » كه با شكستن عهد و پيمان خيانت ورزند و اثر مخالفت و نقض عهد براى تو ظاهر شود . نقل قول شده است كه اين آيه قبلا دربارهء معاويه نازل شده است و مربوط به وقتى مىشود كه وقتى كه به امير المؤمنين عليه السّلام خيانت كرد ، و مصداق آيه از چيزهائى است كه به دست على عليه السّلام جارى شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) منظور جنگ صفّين و نبرد على عليه السّلام با قاسطين و تعيين حكميّت پس از متاركه جنگ است .