موجب شكّ در ايمان مىشود ، و ممكن است كه ادات شكّ براى تهييج احساسات باشد ، يعنى اگر ايمان به خدا آورديد بر او توكّل كنيد ، چون ايمان اقتضاء مىكند كه خدا را بدين گونه بشناسيد كه او دانا و بينا و توانا و به مؤمنين مهربان است ، و اين معنى سزاوار توكّل است .
إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ
يعنى اگر شما مطيع و فرمانبرداريد ، جزاى اين جمله به قرينهء سابق محذوف است ، و تقدير آيه چنين است : اگر شما مطيع هستيد پس اگر با بيعت عامّ يا خاصّ ايمان آوردهايد پس بر خدا توكّل كنيد ، يعنى اينكه توكّل مقتضى دو چيز است يكى انقياد و تسليم و ديگرى ايمان با بيعت عامّ نبوى يا با بيعت خاصّ ولوى .
فَقالُوا
در مقام قبول سخنان موسى به او گفتند .
عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا
بر خدا توكّل نموديم در حالى كه با تضرّع و زارى مىگفتند :
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
خدايا ما را سبب فتنه و شقاوت قوم ظالم و ستمكار قرار نده ، بدين معنى كه آنها با به عبادت و پرستش كشاندن ما و تعذيب ما به نهايت شقاوت و غرور برسند ، يعنى اگر مىخواهى آنها به نهايت شقاوت برسند ، سبب آن را غير از عذاب ما قرار بده ، يا مقصود اين است كه ما را محلّ آزمايش و عذاب آنها قرار مده .
وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكافِرِينَ
اسم ظاهر به جاى ضمير آوردن براى اشعار به ذمّ آنها است كه آنها بين كفر و ظلم جمع كردهاند .