تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
اينكه معنى آن اين است : « من خداى مهربان هستم » همهء اين‌ها از باب تمثيل است كه احتياج به تعبير دارد و آنچه كه وارد شده است كه حروف مقطعه در قرآن حروف اسم اعظم خدا هستند و رسول صلّى اللّه عليه و آله يا امام آن را تأليف و تركيب مىكند و با آن خدا را مىخواند و دعاى او مستجاب مىشود . . . اشاره به خواصّ آن حروف است كه بر حسب اعداد و نقوش بر آن مترتّب مىشود ، چنان كه در اخبار به اين مطلب اشاره شده است . و ممكن است كنايه از اتّصاف آن ( اسم اعظم ) به حقايق آن خواصّ باشد .
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ
اشاره به مراتب شهودى مىباشد كه از آنها به حروف آن تعبير مىشود و در مورد وجوه اعراب در امثال اين عبارت و فرق بين كلام و كتاب در اوّل بقره مفصّلا شرح داده شد .
الْحَكِيمِ
يعنى صاحب حكمت در علم و عمل ، زيرا مراد از كتاب مراتب وجود از عقول و نفوس است كه آن داراى حكمت در علم و عمل است ، يعنى علم و عمل آن مشتمل بر دقايق است ، يا مشتمل بر محكم است كه نسخ به آن راه ندارد ، چون متشابه عبارت از همهء عالم طبع است با حقايق و آثارش ، و از اين جمله است كتاب تدوينى ، و عالم طبع كه از جهت ذات متشابه است ، گرچه از جهت انتساب آن به خدا محكم است .
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ
آيا مردم از اينكه به فردى از خودشان وحى نموديم شگفت زده شدند ؟ اين سخن در آن روز كه مردم فرستاده بايد مناسب فرستنده باشد