تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و ذكر نفى و اثبات مركَّب كلمهء لا إله إلا الله و بسيط يا هو و اكبر الله است . و بعد از طىّ مراحل سابقه [ 171 ] ذكر قالبى در اين مرحله و مراحل بعد از آن بىجا و عبث است ، بلكه به طريق نفسى مشغول مىشود . و اين ذكرى است بس عظيم و اهل راه را در آن رموز بسيار است ، و از براى آن طرق متعدّده است . و بهتر آنست كه ذاكر ابتدا به طريق جزر و مدّ ، و بعد به طريق تربّع ، و بعد به طريقى كه متأخّرين آن را « مجمع البحرين » نامند ذكر كند . [ 172 ]
هامش
[ 171 ] - يعنى ذكر لا إله الا الله . [ 172 ] - مرحوم نراقى در « خزائن » ص 333 فرمايد : فائدة در بيان طرق ذكر خفىّ كه قلبى نيز گويند در كلمهء توحيد : بدانكه از مشايخ طريقت در اين خصوص چند نوع منقول است : اوّل ، آنست كه ذاكر از ناف تا حلق خود را قطر دائره اى فرض كند كه دو پهلوى ذاكر از طرفين قوسين آن دائره باشد ، و قصد كلمهء طيّبهء لا إله الا الله كند به اين نحو كه از ناف شروع كرده « لا إله » را بر قوس طرفين كه تعلَّق به نفس او دارد منطبق گرداند ، تا نفى آن به قطع تعلَّق ذاكر از مشتهيات و مألوفات نفس راجع شود ، و « الا الله » را از ابتداى حلق فرود آورده بر قوس يسار ( كه تعلَّق به قلب دارد ) منطبق سازد . و بايد نفس را حبس كند به قدر وسع و به قوّت ادا كند ، چنان كه دل متأثّر شود ، و منظور اثبات وحدانيّت و انحصار مطلوبيّت در ذات احديّت باشد . و اين ذكر را بعضى با حركت سر و بدن قرب به هيئت دائرهء محسوسه ادا مىكنند و بعضى به تصور حركت اكتفا مىكنند ، و اين طريقهء مشايخ نقشبنديّه است . و اين ذكر را حمايلى و هيكلى گويند . و نوع ديگر آنست كه با رعايت قوّت و حفظ نفس سر را برابر ناف آورده « لا » را بر قطر مذكور بالا كشد . و « إله » را بر جانب راست به قصد مذكور فرود آورد و باز « الا » را بر همان قطر بالا كشد ، و « الله » را از جانب چپ به دل فرو برد . و اين نوع را خفىّ و چهار ضرب ناميده‌اند . و نوعى ديگر كه آن را « مجمع البحرين » گويند آنست كه جنبين كه طرف ناف و حلق باشد به دو دائرهء كامله منقسم سازند ، يكى دائرهء نفى كه بر داشتن « لا » است به دستور مذكور ، و فرود آوردن « إله » از طرف راست كه چنان كه باز به ناف متصل شود بر هيئت دائره اى كه اين دو كلمه قوسين آن باشد ، و آن را دائرهء امكان تصور كند ، چنان كه هيچ ممكنى از آن خارج نباشد ، تا همه در نفى داخل باشند . و ديگرى دائرهء اثبات كه آن برداشتن « الا » است به همان دستور فرود آوردن « الله » از طرف چپ بر هيئت مذكوره كه قوسين اين دائره باشد كه در تصوّر دائرهء وجوب است . شيخ نجم الدين رازى در « مرصاد العباد » گفته كه : اين ذكر را جبرئيل امين تعليم سيّد المرسلين كرد ، و آن حضرت بعد از فريضهء صبح به آن اشتغال مىنمود و آن را به صاحب سرّ خود و ولىّ عهد خود علىّ مرتضى آموخت و از آن حضرت به اولاد اطهار او منتقل شد . و اربابان عرفان آيهء شريفهء : وَاذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعا وَخيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ 7 : 205 را به اين ذكر تفسير نموده‌اند و عطف ( دون الجهر ) را غير از اذكر في نفسك دانسته‌اند . و ( دون ) را به معنى نزديك گرفته‌اند و آن را به ذكر اخفاتى كه واسطهء ميان جهر و اخفات است تفسير نموده‌اند . انتهى . أقول : مراد آن مرحوم از نوع اوّل همان طريقهء جزر و مدّ ، و مراد از نوع دوم كه چهار ضرب است همان مربّعى است كه مصنّف ( ره ) بيان فرموده . بنا بر اين با آنچه را كه نراقى ( ره ) ذكر كرده است مراد مصنّف از تربّع و جزر و مدّ و مجمع البحرين واضح مىشود .